به آهستگی..

صرفن خزعبلات.

پیام های کوتاه
  • ۲۵ اسفند ۹۵ , ۲۱:۵۱
    1576
  • ۱ شهریور ۹۵ , ۱۲:۴۱
    1447
  • ۱۶ تیر ۹۵ , ۲۰:۰۰
    1400
  • ۱۶ تیر ۹۵ , ۰۲:۲۹
    1399
  • ۱۶ تیر ۹۵ , ۰۱:۲۱
    1398
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۵ , ۱۱:۲۲
    1363
  • ۲۶ ارديبهشت ۹۵ , ۱۴:۵۱
    1361
  • ۲۱ ارديبهشت ۹۵ , ۱۱:۴۹
    1356
  • ۱ ارديبهشت ۹۵ , ۲۲:۴۴
    1334
  • ۲۰ فروردين ۹۵ , ۲۰:۲۴
    1317
بایگانی
آخرین مطالب
-  میدونی بیست و دو سالگی مناسب چه کاریه؟ - چه کاری؟ - اشتباه کردن!
۰ نظر ۱۸ آذر ۹۲ ، ۲۱:۰۸
دروغ گفتم.به همین سادگی. واصلن حوصله ندارم که از دست خودم عصبانی باشم.برای سال های زیادی بودم و الان فقط دلم می خواد آدم غمگینی رو که تو آینه است بغل کنم و بهش بگم اشکال نداره عزیزم،هیچ اشکالی نداره.زندگیتو بکن!
۰ نظر ۱۸ آذر ۹۲ ، ۲۱:۰۶
اون ادمی که ازت می پرسه  چی می بینی اصلن واسش مهم نیست که تو داری چی می بینی.فقط می خواد بدونه اونو می بینی!
۰ نظر ۱۷ آذر ۹۲ ، ۱۹:۵۳
باید یک هفت هشت روز بخوابم.
۰ نظر ۱۷ آذر ۹۲ ، ۱۹:۱۳
میل شدید به گریه...  در اماکن عمومی. به ویژه تاکسی.
۰ نظر ۱۷ آذر ۹۲ ، ۱۹:۰۷
!I feel traumatized!
۰ نظر ۱۷ آذر ۹۲ ، ۱۹:۰۶
Kill me,kill me now!
۰ نظر ۱۶ آذر ۹۲ ، ۱۷:۵۶
مسئله اینجاست که من حوصله این همه پیچیدگی رو ندارم.دلم وضع سابقو می خواد. قبلنا همه چیز خیلی ساده تر بود! یا حداقل من نفهم تر بودم!
۰ نظر ۱۵ آذر ۹۲ ، ۱۵:۳۱
این جفنگیاتی که تو میگی و ربطشون به من ، یه چیزی تو مایه های ربط خوابگاه دانشجویی و شلغم سوخته و نلسون ماندلا به همدیگه است! خیلی به هم نامربوط به نظر می رسن اما به طرز نگران کننده ای می تونن به هم مربوط بشن! باور کن!
۰ نظر ۱۵ آذر ۹۲ ، ۱۳:۵۶
حال این جمعه ها رو نه بارون بهتر می کنه نه خیابون گردی نه پفک مینو و چیپس و ماست نه فیلم و سریال کمدی نه درس و کار. شاید اگر اینجا می بودی. تازه شاید.
۰ نظر ۱۵ آذر ۹۲ ، ۱۱:۵۶