دروغ گفتم.به همین سادگی.
واصلن حوصله ندارم که از دست خودم عصبانی باشم.برای سال های زیادی بودم و الان فقط دلم می خواد آدم غمگینی رو که تو آینه است بغل کنم و بهش بگم اشکال نداره عزیزم،هیچ اشکالی نداره.زندگیتو بکن!
این جفنگیاتی که تو میگی و ربطشون به من ، یه چیزی تو مایه های ربط خوابگاه دانشجویی و شلغم سوخته و نلسون ماندلا به همدیگه است!
خیلی به هم نامربوط به نظر می رسن اما به طرز نگران کننده ای می تونن به هم مربوط بشن!
باور کن!